.
جمعه 31 فروردين 1397.
*
 

آرشیو مطالب


get('PRE_TEXT'); ?>
  • تا:

    • از:
    • تا:
 
 

رفتار عملی پیامبر(ص) اسلام در معاشرت با مردم

سیره پیامبر

رفتار عملی پیامبر(ص) اسلام در معاشرت با مردم
روایاتى چند درباره پاره ‏اى از سنن و آداب آن حضرت در معاشرت با مردم که برای همه مسلمین عمل به این سیره و روش پیامبر(ص) بسیار درس آموز خواهد بود.
1- در كتاب ارشاد دیلمى است كه:
رسول خدا (ص) لباس خود را خودش وصله مى‏زد، و كفش خود را خود مى‏دوخت، و گوسفند خود را مى‏دوشید، و با بردگان هم غذا مى‏شد، و بر روی زمین مى‏نشست و بر مرکب سوار مى‏شد و دیگرى را هم پشت سر خود بر آن مرکب سوار مى‏كرد، و حیا مانعش نمى‏شد از این كه مایحتاج خود را خودش از بازار تهیه كرده به سوى اهل خانه‏اش ببرد، به توانگران و فقرا دست مى‏داد و دست خود را نمى‏كشید تا طرف مقابل دست خود را بكشد، به هر كس مى‏رسید چه توانگر و چه نیازمند و چه كوچك و چه بزرگ سلام می داد، و اگر چیزى تعارفش مى‏كردند آن را تحقیر نمى‏كرد اگر چه یك خرماى پوسیده بود، رسول خدا(ص) بسیار کم هزینه و كریم الطبع(طبع بزرگوارنه) و خوش معاشرت و خوش رو بود، و بدون این كه، بخندد همیشه تبسمى بر لب داشت، و بدون این كه چهره‏اش در هم كشیده باشد همیشه اندوهگین به نظر مى‏رسید، و بدون این كه از خود ذلتى نشان دهد همواره متواضع بود، و بدون این كه اسراف بورزد سخى و اهل بخشش بود،بسیار دل نازك و نسبت به همه مسلمانان مهربان بود، هرگز به نوعی که سیر شود غذا نخورد، و هرگز دست طمع به سوى چیزى دراز نكرد.
2- و در كتاب مكارم الاخلاق روایت شده كه:
رسول الله (ص) عادتش این بود كه خود را در آینه ببیند و سر و روى خود را شانه زند و چه بسا این كار را در برابر آب انجام مى‏داد و گذشته از اهل خانه، خود را براى اصحابش نیز آرایش مى‏داد و مى‏فرمود:
خداوند دوست دارد كه بنده‏اش وقتى براى دیدن برادران خود از خانه بیرون مى‏رود خود را آماده ساخته؛ آرایش کند.
3- و در كتاب‏هاى علل الشرایع و عیون اخبارالرضا و مجالس به اسنادش از حضرت رضا از پدران بزرگوارش(ع) نقل كرده كه رسول الله (ص) فرمودند: من از پنج چیز دست برنمى‏دارم تا زنده ام:
1ـ روى زمین نشستن و با بردگان غذا خوردن.
2ـ بر مرکب ساده سوار شدن.
3 ـ به دست خود بز و گوسفند را دوشیدن.
4 ـ لباس پشمینه و ساده پوشیدن.
5 ـ به كودكان سلام كردن .براى این دست برنمى‏دارم كه امتم نیز بر آن عادت كنند و این خود سنتى شود براى بعد از خودم
4-و در كتاب فقیه از على (ع) روایت شده كه به مردى از بنى سعد فرمودند:
آیا تو را از خود و از فاطمه حدیث نكنم ـ تا آنجا كه فرمودند ـ پس صبح شد و رسول الله (ص) بر ما وارد شد در حالى كه من و فاطمه هنوز در بستر خود بودیم، فرمودند: سلام علیكم، ما از جهت این كه در چنین حالى بودیم شرم كرده، جواب سلامش نگفتیم، بار دیگر فرمودند: السلام علیكم باز ما جواب ندادیم، بار سوم فرمودند: السلام علیكم اینجا بود كه ترسیدیم اگر جواب نگوئیم آن جناب مراجعت كنند چرا که عادت آن حضرت چنین بود كه سه نوبت سلام مى‏كردند اگر جواب مى‏شنیدند و اذن مى‏گرفتند داخل مى‏شدند و گرنه برمى‏گشتند، از این جهت ناچار گفتیم: و علیك السلام یا رسول الله، درآى، آن حضرت بعد از شنیدن این جواب داخل شدند... .
5- و در كتاب كافى بسند خود از ربعى بن عبد الله از ابى عبدالله (ع ) نقل كرده كه فرمودند: رسول خدا (ص) به زنان هم سلام مى‏كردند و آنها سلامش را جواب مى‏دادند.
6- و نیز در كافى به سند خود از حضرت عبد العظیم بن عبدالله حسنى نقل كرده كه ایشان بدون ذكر سند از رسول خدا(ص) نقل كرده و گفته كه آن حضرت سه نوع مى‏نشست: یكى" قرفصاء " ـ و آن عبارت از این بود كه ساقهاى پا را بلند مى‏كرد و دو دست خود را از جلو بر آنها حلقه مى‏زد و با دست راست بازوى چپ و با دست چپ بازوى راست را مى‏گرفت، دوم این كه دو زانوى خود و نوك انگشتان پا را به زمین مى‏گذاشت، سوم این كه یك پا را زیر ران خود گذاشته و پاى دیگر را روى آن پهن می كرد و هرگز دیده نشد كه چهار زانو بنشیند.
7- و در كتاب مكارم الاخلاق از كتاب نبوت از على (ع) نقل كرده كه فرمود:
هیچ گاه دیده نشد كه رسول خدا(ص) با كسى مصافحه كند و او جلوتر از طرف مقابل دست خود را بكشد، بلكه آن قدر دست خود را در دست او نگه می داشت تا او دست آن جناب را رها سازد، و هیچ دیده نشد كه كسى با پر حرفى خود مزاحم آن حضرت شود و او از روى انزجار سكوت كند، بلكه آن قدر حوصله به خرج مى‏داد تا طرف ساكت شود و هیچ دیده نشد كه در پیش روى كسى كه در خدمتش نشسته پاى خود را دراز كند، و هیچ وقت مخیر بین دو چیز نشد مگر این كه آن کاری که دشوارتر بود را اختیار مى ‏فرمودند.
هیچ وقت در ظلمى كه به او می شد به مقام انتقام در نیامدند، مگر این كه محارم خدا هتك شود كه در این صورت خشم مى‏كردند و خشمش هم براى خداى تعالى بود، و هیچ وقت در حال تكیه كردن غذا میل نفرمودند تا از دنیا رحلت كرد، و هیچ وقت چیزى از او درخواست نشد كه در جواب بگوید: "نه"، و حاجت هیچ حاجتمندى را رد نكرد بلكه عملا یا به زبان به قدرى كه برایش میسور بود آن را برآورده می ساخت،نمازش در عین تمامیت ازهمه نمازها سبك ‏تر و خطبه‏اش از همه خطبه‏ ها كوتاهتر بود، و مردم، آن جناب را به بوى خوشى كه از او به مشام مى‏رسید مى ‏شناختند.
وقتى با دیگران بر سر یك سفره مى‏نشست اولین كسى بود كه شروع به غذا خوردن مى‏كرد، و آخرین كسى بود كه از غذا دست مى‏كشید، و همیشه از غذاى جلو خود میل مى ‏فرمودند، و وقتى چیزى مى‏آشامید آشامیدنش با سه نفس بود، و آن را مى‏مكیدن و مثل پاره‏اى از مردم نمى‏بلعیدن، و دست راستش اختصاص داشت براى خوردن و آشامیدن، و جز با دست راست چیزى نمى‏ دادند و چیزى نمى‏گرفتند، رسول خدا(ص) با دست راست كار كردن را در جمیع كارهاى خود دوست مى‏داشتند حتى در لباس پوشیدن و كفش به پا كردن و موى شانه زدنش.
و وقتى دعا مى ‏فرمودند سه بار تكرار مى‏ كردند، و وقتى تكلم مى ‏فرمودند در كلام خود تكرار نداشت و اگر اذن دخول مى ‏گرفت سه بار تكرار مى ‏نمود، كلامش همه روشن بود به طورى كه هر شنونده‏اى آن را مى ‏فهمید، وقتى تكلم مى ‏كردند چیزى شبیه نور از بین ثنایایش - دندان های ثنای ایشان - بیرون مى ‏جست،
اگر آن جناب را مى ‏دیدى مى ‏گفتى افلج(میان دندان های بالا او فاصله زیاد باشد) است و حال آن كه چنین نبود، نگاهش همه به گوشه چشم بود، و هیچ وقت با كسى مطالبى را كه خوش آیند آن كس نبود در میان نمى ‏گذاشت، وقتى راه مى رفت گویى از كوه سرازیر مى‏شد و بارها مى فرمودند بهترین شما خوش اخلاق‏ترین شما است،
هیچ وقت طعم چیزى را مذمت نمى ‏كردند، و آن را نمى ‏ستودند، اهل علم و اصحاب حدیث در حضورش نزاع نمى‏ كردند، و هر دانشمندى كه موفق به درك حضورش شد این معنا را گفت كه من به چشم خود احدى را نه قبل از او و نه بعد از او نظیر او ندیدم. 8-در کتاب كافى به سند خود از جمیل بن دراج از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمودند :
رسول خدا (ص) نگاه‏هاى زیر چشمى خود را در بین اصحابش به طور مساوى تقسیم كرده بودند به این معنا كه به تمام آنان به یك جور نظر مى‏ انداخت و همه را به یك چشم مى ‏دیدند، و نیز فرمودند:
هیچ اتفاق نیافتاد كه آن جناب پاى خود را در مقابل اصحابش دراز كند، و اگر مردى با او مصافحه مى ‏كرد دست خود را از دست او بیرون نمى ‏كشید و صبر مى ‏كرد تا طرف دست او را رها سازد، از همین جهت وقتى مردم این معنا را فهمیدند هر كس با آن جناب مصافحه مى‏ كرد دست خود را مرتباً به طرف خود مى ‏كشید تا آن كه از دست آن حضرت جدا مى ‏كرد.
9- و در كتاب مكارم الاخلاق مى ‏گوید، رسول خدا(ص) هر وقت حرف مى‏ زد در حرف زدنش تبسم مى ‏كردند.
10-و نیز از یونس شیبانى نقل مى ‏كنند كه گفت امام ابى عبدالله (ع) به من فرمودند: چطور است شوخى كردنتان با یكدیگر؟ عرض كردم خیلى كم است، فرمودند چرا با هم شوخى و مزاح نمى ‏كنید؟ شوخى از خوش اخلاقى است و تو با شوخى مى‏توانى در برادر مسلمانت مسرتى ایجاد كنى.
رسول خدا (ص) همواره با اشخاص شوخى مى ‏كردند، و مى‏خواستند تا بدین وسیله آنان را مسرور سازند.
11- و نیز در آن كتاب از ابى القاسم كوفى در كتاب اخلاق خود از امام صادق (ع) روایت كرده كه فرمود: هیچ مؤمنى نیست مگر این كه از شوخى بهره ‏اى دارد، رسول الله (ص) هم با اشخاص شوخى مى‏ كرد، ولى در شوخی هایش جز حق نمى ‏گفت.
12- و در كافى به سند خود از معمر بن خلاد نقل كرده كه گفت از حضرت ابى الحسن (ع) سؤال كردم كه قربانت شوم، انسان با مردم رفت و آمد دارد، مردم مزاح مى ‏كنند، مى‏ خندیدند، تكلیف چیست؟ فرمود، عیبى ندارد اگر فحش نباشد، آنگاه فرمودند:مردى اعرابى به دیدن رسول الله مى ‏آمد و برایش هدیه مى ‏آورد و همان جا به عنوان شوخى مى ‏گفت پول هدیه ما را مرحمت كن. رسول خدا هم مى ‏خندید و وقتى اندوهناك مى‏ شد مى ‏فرمودند: اعرابى چه شد كاش مى ‏آمد.
13- و در كافى به سند خود از طلحة بن زید از امام ابى عبدالله (ع) روایت كرده كه فرمودند: رسول خدا(ص) بیشتر اوقات رو به قبله مى‏نشستند.
14- و در كتاب مكارم مى ‏گوید: رسول خدا (ص) رسمش این بود كه وقتى مردم، بچه‏ هاى نو رسیده خود را به عنوان تبرك خدمت آن جناب مى ‏آوردند، آن حضرت براى احترام خانواده آن كودك، وى را در دامن خود مى‏ گذاشت و چه بسا بچه در دامن آن حضرت بول مى‏ كرد و كسانى كه مى ‏دیدند ناراحت شده و سر و صدا راه مى ‏انداختند، آن حضرت نهیشان مى ‏كرد. و طورى رفتار مى‏ كرد كه خانواده كودك احساس نمى‏ كردند كه آن جناب از بول بچه‏ شان متاذى شد تا در پى كار خود مى‏ شدند، آن وقت برمى‏ خاستند و لباس خود را مى ‏شستند
15- و نیز در همان كتاب روایت شده كه رسول خدا(ص) را رسم چنین بود كه اگر سوار بود هیچ وقت نمى ‏گذاشت كسى پیاده همراهیش كند یا او را سوار در ردیف خود مى ‏كردند و یا مى ‏فرمود تو جلوتر برو و در هر جا كه مى‏گویى، منتظرم باش تا بیایم.
16- و نیز از كتاب اخلاق ابى القاسم كوفى نقل مى ‏كند كه نوشته است: در آثار و اخبار چنین آمده كهرسول خدا(ص) براى خود از احدى انتقام نگرفت، بلكه هر كسى كه آزارش مى‏كرد عفو مى ‏فرمودند
17- و نیز در مكارم الاخلاق مى‏نویسد كهرسم رسول خدا(ص) این بود كه اگر كسى از مسلمین را سه روز نمى‏دیدند جویاى حالش مى‏ شدند، اگر مى‏ گفتند سفر كرده حضرت دعاى خیر براى او مى ‏فرمودند، و اگر مى‏ گفتند منزل است به زیارتش مى‏ رفتند و اگر مى‏ گفتند مریض است عیادتش مى ‏فرمودند.
18 نیز از انس نقل مى ‏كند كه گفت: من نُه سال خدمتگزارى رسول خدا را كردم و هیچ به یاد ندارم كه در طول این مدت به من فرموده باشد چرا فلان كار را نكردى، و نیز به یاد ندارم كه در یكى از كارهایم خرده ‏گیرى كرده باشد.
19- و در كتاب احیاء العلوم مى‏گوید انس گفته: به آن خدایى كه رسول الله (ص) را به حق مبعوث كرد، هیچگاه نشد كه مرا در كارى كه كردم و او را خوش نیامد عتاب كرده باشد كه چرا چنین كردى، نه تنها آن جناب مرا مورد عتاب قرار نداد بلكه اگر هم زوجات او مرا ملامت مى‏ كردند مى ‏فرمودند متعرضش نشوید مقدر چنین بوده است.
20- و نیز در آن كتاب از انس نقل كرده كه گفت: هیچ یك از اصحاب و یا دیگران آن حضرت را نخواند مگر این كه در جواب مى ‏فرمودند:" لبیك".
21-و نیز از او نقل كرده كه گفت اصحاب خود را همیشه براى احترام و به دست آوردن دلهایشان به كنیه‏ هایشان مى ‏خواند، و اگر هم كسى كنیه نداشت خودش براى او كنیه مى ‏گذاشتند. مردم هم او را به كنیه‏اى كه آن جناب برایش گذاشته بودند صدا مى ‏زدند. و هم چنین زنان اولاد دار و بى اولاد و حتى بچه‏ ها را كنیه مى‏ گذاشتند و بدین وسیله دلهایشان را به دست مى ‏آوردند.
22- نیز در آن كتاب است كه رسول خدا(ص) را رسم این بود كه هر كه بر او وارد مى‏شد تشك خود را زیرش مى‏گسترانید و اگر شخص وارد مى‏خواست قبول نكند اصرار مى‏ كردند تا بپذیرد.
23- و در كافى به اسناد خود از عجلان نقل كرده كه گفت: من در حضور حضرت صادق(ع) بودم كه سائلى به در خانه‏اش آمد، آن حضرت برخاست و از ظرفى كه در آن خرما بود هر دو دست خود را پر كرده و به فقیر داد، چیزى نگذشت سائل دیگرى آمد، و آن جناب برخاستند و مشتى خرما به او دادند، سپس سائل سومى آمد حضرت برخاستند و مشتى خرما نیز به او دادند، باز هم چیزى نگذشت سائل چهارمى آمد، این بار حضرت برخاستند و به مرد سائل فرمودند: خدا ما و شما را روزى دهد؟
آنگاه به من فرمودند: رسم رسول خدا(ص) چنین بود كه احدى از او از مال دنیا چیزى درخواست نمى‏ كرد مگر این كه آن حضرت می دادند، تا این كه روزى زنى پسرى را كه داشت نزد آن حضرت فرستاد و گفت از رسول خدا چیزى بخواه اگر در جوابت فرمود چیزى در دست ما نیست بگو پس پیراهنت را به من ده، امام صادق(ع) فرمودند: رسول خدا(ص) پیراهن خود را در آوردند و جلوى پسر انداخت ( در نسخه دیگرى دارد پیراهن خود را كند و به او داد) خداى تعالى با آیه:"لا تجعل یدك مغلولة الى عنقك ولا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا ـ دست خود را بسته به گردن خود مكن، و آن را به كلى هم باز مكن تا این چنین ملامت شده و تهى دست شوى"، آن جناب را به میانه روى در انفاق سفارش کرده است.
24- و نیز در آن كتاب به سند خود از جابر از ابى جعفر(ع) روایت كرده كه فرمودند: رسول خدا(ص) هدیه را قبول مى‏ كردند و لیكن صدقه نمى خوردند.
25ـ و نیز در آن كتاب از موسى بن عمران بن بزیع نقل كرده كه گفت: به حضرت رضا(ع) عرض كردم فدایت شوم مردم چنین روایت مى ‏كنند كه رسول خدا (ص) وقتى به دنبال كارى مى‏ رفتند از راهى كه رفته بود برنمى ‏گشتند، بلكه از راه دیگرى مراجعت مى ‏فرمودند، آیا این روایت صحیح است و رسول خدا(ص) چنین می كردند؟ آن حضرت در جواب فرمودند: آرى من هم خیلى از اوقات چنین مى ‏كنم تو نیز چنین كن، آنگاه به من فرمودند: بدان كه این عمل براى رسیدن به رزق نزدیك ‏تر است.
26 -در کتاب اقبال به سند خود از ابى عبدالله (ع) نقل كرده كه فرمودند: رسول خدا(ص) همیشه بعد از طلوع آفتاب از خانه بیرون مى ‏آمدند.
27- و در كافى به سند خود از عبدالله بن مغیره از كسى كه براى او نقل نموده روایت كرده كه گفت:رسول خدا (ص) وقتى وارد منزلى می شدند در نزدیكترین جا، نسبت به محل ورود مى ‏نشستند.
این روایت را سبط طبرسى هم در كتاب المشكوة خود از كتاب محاسن و كتبى دیگر نقل كرده است.
مطالب برگرفته شده از کتاب ارشاد دیلمی ، مکارم الاخلاق و کتب روایی دیگر

 

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی